.

.

  

( طرح ماندگار )

 

 

 ( انتقال آب دریای خزر به خلیج فارس و بالعکس )

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ 

 

 

اِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ . ما تو را [چشمه] کوثر دادیم . فَصَلِّلِرَبِّکَ وَانْحَرْ . پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى کن . إِنَّ شَانِئَکَهُوَ الْأَبْتَرُ . دشمنت ‏خود بى ‏تبار خواهد بود .

 

 1 - موضوع : انتقال آب دریای خزربه خلیج فارس و بالعکس .

 

2- با استفاده از لوله 56 اینچ و یا لوله دیگر و یا لوله پلاستیکی آب دریایخزر رابه دریاچه ارومیه و دریاچه نمک قم و خیلی از دریاچه های دیگر که مشکل کم آبیدارند می توانیم برسانیم . و هم می توانیم آب خلیج فارس را به دریای خزر برسانیم کهمشکل احتمالی کم آبی دریای خزر بر طرف شود .

3- آب رود خانه کارون و رود خانه اروندرود را می شود از طریق همین لوله ها به طرف دریای خزر و رودخانه ها و دیگر مناطقایران انتقال دهیم که ایران دیگر هیچ وقت مشکل کم آبی نداشته باشد .

4- چرا بایدحتما اینکار را بکنیم . برای اینکه اگر آب نباشد . زندگی نیست و غذا و کشاورزی وصنعت و آبادی هم نیست

 

 

5- کشور دریای خزر برای انتقال کشتیهای خود از دریای سیاه به دریای خزر . کانالی را ایجاد کردهاست . که آب همراه با گیاهان دریایی مضر و مزاحم بالاخص برای ایران به دریای خزروارد می کند که گاها قسمتی از نوار ساحلی ایران را غرق در آب می کند .

 6- این طرحبرای سالم سازی و پالایش آب جنوب دریای خزر . قسمت ایران . بسیار ضرور و پر فایدهاست . و می شود همه ابزار تاسیساتی و انتقالی و ماشین آلات هوایی و زمینی و دریاییرا از تحویل نفت و گازبه خارج تامین کنیم .

7- یک سال خشکسالی شود این طرح هزینه اشرا جبران می کند .

 8- این طرح را 2 ساله می شود پایان داد وبرای هزاران نفر شغلایجاد می کنم .

9- این یک طرح تاریخی و آینده نگری و بیمه کشاورزی و آبادانی و کمآبی ایران می شود . زمانی که همه کشور ها در کم آبی اسیر می شوند . و یک سرمایهگذاری مادامالعمر می شود .

 

10- صدها سال پیش مردم برای آبیاری و بقاء قنات می کندند . و امروز وظیفه داریم کهآب رود خانه ها و دریاچه ها را بکل ایران برسانیم . اگر همه نفت و گاز و صنعت وکشاورزی و شهر سازی باشد . آب نباشد . ویرانی می آید و باید ترک بقا ء کرد . و اگرطرحم اجرا نشود باید هزینه آن را فقط بابت یکسال خشکسالی پرداخت . و سال های دیگرخشکسالی را فقط باید دعا کرد . 

11- با ایجاد این طرح زمین های آباد ایران 4 برابر میشود . و چون زمین آباد زیاد باشد . زمین بسیار بسیار ارزان می شود . و می شود شهرها ساخت و خانه ها ساخت و کشاورزی پک پارچه بزرگ و زیاد درست کرد و شهر های صنعتیزیاد درست کرد . ودر این صورت مردم هم به رفاه می رسند . و دولت از فروش و مالیاتاین زمینها بیش از فروش نفت و گاز سود خواهد برد .البته همه این توسعه را مردم باهزینه خود انجام می دهند . فقط دولت باید طرح آبرسانی را انجام دهد . البته دولت هاخیلی کارهای خوب انجام داده اند . ولی هیچ کدام از کارها به اندازه این طرح ماندگارو اساسی و منافع ایران نیست .

 

 

---------------------------------------

 

 طرح ماندگار من اجرایی شد .

1-     پس از سالها تحقیق و طراحی و تبلیغ و وبلاک درست کردن : طرح ماندگار من ( انتقال آب دریای خزر به خلیج فارس و بالعکس ) با شجاعت بسیار زیاد دولت محترم اجرایی شد . 

2-     برای بقاء بشریت طرحی بهتر از این طرح وجود ندارد . و این بزرگترین خدمت به بشریت است . شما هم نیکی کنید و به آن افتخار کنید !؟ 

 

3- و برای اتصال لوله ها می توان از اتصالات لاستیکی استفاده کرد و لازم نیست همه لوله ها را جوش داد . و چون لوله ها را جوش نمی دهیم پس می توانیم در داخل شهر ها و دیگر مناطق مسیر لوله ها را عوض کنیم که مناطق دیگر هم بسادگی پر آب شوند .

 4- و این طرح بسیار زیاد برای دیگر کشور های ساحلی دریای خزر مفید است که هیچ وقت کمی یا زیادی آب دریای خزر را نمی بینند . بنابر این به سودشان است که بسیار زیاد در اجرای هر چه بیشتر این طرح کمک و سرمایه گذاری کنند .

 

این طرح ماندگار ( انتقال آب دریای خزر به خلیج فارس ) به هر قیمتی باید اجرا شود .

 اگر به تاریخ بنگرید می بینید که برای بناهای تاریخی هزینه های بسیار می کردند و حتی گاهاً قومی فدایی این بناها می شدند که هیچ سودی هم برای ملت ها نداشتند .

 ولی این طرح ماندگار من سودی بی نهایت مفید برای ایران و همه انسانها برای بقاء و آبادانی دارد . و بسیار آسان اجرا می شود .

 که می تواند آب دریا را حتی برای شهر ها هم استفاده کرد و آب شرب و خانواده ها را فقط با لوله کشی برای مصرف مردم داد .

واین آب دریا را برای مصارف صنعتی و پرورش ماهی و دیگر مصارف شهری و غیره استفاده نمود که در این صورت چه بسیار آب شیرن باران و رودخانه ها و برف و باران که زیادی بیاوربم .

و دیگر قنات و رودخانه ای را کم آب نمی بینیم . و کشاورز از کم آبی ناله نمی کند . آیا شما طرح و پروژه ای بهتر از این سراغ دارید .

 اجرای پروژه هزینه دارد که می پردازند. پس شکر گذار باشید . و باید برای انجام این طرح به جمهوری اسلامی ایران نمره 20 داد وکمک و تشکر و قدردانی کرد . که انجام این چنین طرح منحصر به فرد برای هر حکومتی کافی است که به نیکویی ثبت تاریخ شود

 

--البته کسانی هستند که آشوب داخلی و خارجی درست کنند !؟ زیرا سپاه پاسداران طرح را اجرامی کند . و به این کسان ریالی نمی رسد !؟ پس تا می توانند با سپاه و اجرای این طرح خوب و بی نظیر مخالفت و جنگ می کنند !؟

با ایجاد چند سد و آبشار قشنگ می شود توازن سطح آب دریای خزر و خلیج فارس را به رساند . و رود خانه درست کرد ولی خرج زیاد دارد و هزینه محیط زیستی دارد و بیشتر یک رویا است تا یک طرح عملی ؟!

و وقت زیادی می طلبد . و یک طرح قرون وسطایی است و مردم هم احتمالاً راضی نمی شوند . پس نتیجه می گیریم که همه طرح های قدیم ( انتقال آب دریای خزر به خلیج فارس یعنی ساختن رود خانه بین این دو دریا که ایرانرود نام داشت ) کارشناسی نشده بوده و فقط یک طرح از هزاران طرح رویایی  بوده است .

و فقط و فقط طرح ماندگار من با استفاده از لوله و اتصالات لاستیکی با خرج کم و به سهولت و با وقت کم به همه مناطق کوچک و بزرگ ایران آبرسانی می کند و اصولی و کاربردی بوده است !؟

برای انجام و اتمام طرح ماندگار من هر هزینه ای بپردازیم می ارزد . کار بزرگ و نیکو کردن هزینه دارد . اگر هزینه اضافه باشد باز هم می ارزد . یک بار کار بزرگ و اساسی انجام می شود و یک عمر همه نسل ایرانی بی آبی نمی بیند . کدام کار از این طرح ارزانتر است . که در دنیا سابقه ندارد . کار بزرگ را مردان بزرگ انجام می دهند . 

 و این طرح ماندگار من آب شیرین ایران را هم تامین می کند بر ای همه دوران !؟ واین طرح جزئیات و فرعیات زیادی دارد .

 

----------------- 

 

 

و انتقال مستقیم آب ( انتقال آب دریای خزر به خلیج فارس و بالعکس ) و به دریاچه ها . و بدون تصفیه . که هم نیاز به این کار نیست و هم انتقال آب سریعتر انجام می شود وهم هزینه خیلی کمتری دارد .

و با استفاده از این لوله ها فاضلآب ها را به خلیجفارس بفرستیم .

و دریاچه ها و تالاب های کم آب و خشک شده را پر آب کنیم . آب شوربرای زمین شور . و آب شیرین برای زمین شرب و کشاورزی .

و آب شیرین شرب و کشاورزیکل ایران را از رود ها و سد ها تامین کنیم .

و این طرح اگراجرا شود دریاچهارومیه را از خشکی و منطقه را از طوفان نمک واهالی رااز فرار از منطقه نجات می دهد؟!

راه دیگری وجود ندارد ؟!

 

1-     زمین شناسی مطالعه فرمائید . و رود هایی مثل نیل در مصر ---و آمازون در قارهآمریکا را مطالعه فرمائید  .

2-    و اما اگر نیاز بهپمپاژ آب برای عبور از کوه هم باشد فقط به چند جای مخصوص نیاز به اینکار است . کهکار سختی هم نیست ؟!

2- در ایران مشکل فاضلاب داریم که با اینکار حل می شود . وخلیج فارس هم با جزر و مد دریای عمان همیشه خود را تصفیه می کند ؟!

3-  آب شیرین برای زمین کشاورزی و شرب --- و آب شور یرای زمین شورو دریاچه ارومیه و دریاچه نمک قم و غیره ...

    

4- جایی که آب رود و سد دارد با استفاده ازاین لوله ها آنجا یی را که آب ندارد را هم سیراب کنیم ؟!اصلا این طرح برای همینکار است ؟!

5- تکنولوژی بدون آب یعنی مرگ سیاره و بشر ؟!

و طرح من بشریت رااز خشکسالی نجات می دهد ؟!

اختراع صنعت و پزشکی : برای رفاه بشر و درمان بشر است .

و طرح من برای بقای بشر و نجات زمین است ؟!

 

 

از زمان داریوش می خواستند این طرح را اجرا کنند ؟1 چون طرح مفید و خوبی است .

ولی کندن کانال و ساختن رود عملی نبود ؟! و خسارت بار بود ؟!   

البته قبل ازوبلاک در سایت های دیگر طرح را می نوشتم .

خیلی از کارها می خواهد بشود ولی راهحل ندارند ؟!

وفقط حرف هستند ؟!

ولی من طرح را با راه حل اجرایی آن گفتم ؟! که این ارزش دارد .

و وبلاک های مرا کامل و خوب بخوانید که بسیار سودمند است . 

 

صدها سال پیش مردم برای آبیاری و بقاء قنات می کندند . و امروز وظیفه داریم کهآب رود خانه ها و دریاچه ها را بکل ایران برسانیم . اگر همه نفت و گاز و صنعت وکشاورزی و شهر سازی باشد . آب نباشد . ویرانی می آید و باید ترک بقا ء کرد . و اگرطرحم اجرا نشود باید هزینه آن را فقط بابت یکسال خشکسالی پرداخت . و سال های دیگرخشکسالی را فقط باید دعا کرد .

 با ایجاد این طرح زمین های آباد ایران 4 برابر میشود . و چون زمین آباد زیاد باشد . زمین بسیار بسیار ارزان می شود . و می شود شهرها ساخت و خانه ها ساخت و کشاورزی پک پارچه بزرگ و زیاد درست کرد و شهر های صنعتیزیاد درست کرد . ودر این صورت مردم هم به رفاه می رسند .

 و دولت از فروش و مالیاتاین زمینها بیش از فروش نفت و گاز سود خواهد برد .البته همه این توسعه را مردم باهزینه خود انجام می دهند .

 دولت فقط باید طرح آبرسانی را انجام دهد . البته دولت هاخیلی کارهای خوب انجام داده اند . ولی هیچ کدام از کارها به اندازه این طرح ماندگارو اساسی و منافع ایران نیست .

 

 کشور ساحلی دریای خزر  برای انتقال کشتیهای خود از دریای سیاه به دریای خزر . کانالی را ایجاد کردهاست . که آب همراه با گیاهان دریایی مضر و مزاحم بالاخص برای ایران به دریای خزروارد می کند که گاها قسمتی از نوار ساحلی ایران را غرق در آب می کند .

 این طرحبرای سالم سازی و پالایش آب جنوب دریای خزر . قسمت ایران . بسیار ضرور و پر فایدهاست . و می شود همه ابزار تاسیساتی و انتقالی و ماشین آلات هوایی و زمینی و دریاییرا از تحویل نفت و گازبه خارج تامین کنیم . .

 یک سال خشکسالی شود این طرح هزینه اشرا جبران می کند . .

 این طرح را 2 ساله می شود پایان داد وبرای هزاران نفر شغلایجاد می کنم . این یک طرح تاریخی و آینده نگری و بیمه کشاورزی و آبادانی و کمآبی ایران می شود . زمانی که همه کشور ها در کم آبی اسیر می شوند . و یک سرمایهگذاری مادامالعمر می شود .

 

 

 

این طرح ماندگار من هیچ وقت به فکر هیچ کس نبود ؟!

وآن طرح که می گویید ( ایران رود ) بیشتر یک شوخی بود تا یک طرح ؟!

مگر می شود ازدریای خزر به خلیج فارس رودخانه درست کرد که بشود ایرانرود ؟!. با آن همه خرج وفاجعه محیط زیستی که ایجاد می کند ؟!

و تازه به همه نقاط مورد نیاز هم نمیتوانست آب را برساند ؟!

و این فقط من بودم که استفاده از لوله را ابداع کردم(مدرکم همین وبلاک های من ) که البته قبل از درست کردن وبلاک در سایت های دیگر تبلیغاین طرح را می کردم .

و اگر دیگران سندی از این طرح با اسفاده از لوله قبل ازتاریخ انتشار من دارند رو کنند ؟!

که البته ندارند؟!

 

 

و طرحی را که می گویند ( ایرانرود ) نام دارد .

که بیشتر یک شوخی است تا یک طرح؟!

مگر می شود از دریای خزر تا خلیج فارس رودخانه درست کرد . با آن همه خرج وفاجعه زیست محیطی که دارد ؟! و تازه به نقاط مختلف ایران که مورد نیاز آب است نمیشود آبرسانی کرد ؟!

فکر های قبلی همه قرون وسطایی بود ؟!

دیگر هیچ وقتنگویید این طرح مال قبل است ؟!

این طرح فقط مال من است و لاغیر ؟!

ولی طرحماندگار من اجرایی ومفید برای محیط زیست و ارزان و سریع در چند ماه و بدون تصفیه آبوارزان قابل اجرایی است ؟!

و هیچ خرجی هم برای دولت محترم ندارد ؟!

دولت میتواند نفت بدهد لوله و موتور پمپ آب و غیره وارد کند . حتی بیشتر از نیاز و برای

/ 11 نظر / 73 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرتضی خاکپور

الف)- تامین کسری سالانه آب دریاچه ارومیه به مقدار حدود 3 الی 7 میلیارد متر مکعب از طریق برداشت از آب خزر و پمپاژ آن به ارتفاع حدود 1600 (2000) متری از سطح دریاهای آزاد (I,II and III) و سپس انتقال آن از طریق کانال شیب دار (IV) به طول حدود 300 کیلومتر( خزر رود) که بخشی از آن با آجی چای هم بستر خواهد بود، تا ساحل دریاچه ارومیه در ارتفاع حدود 1278 متری از سطح آبهای آزاد. ب)- انتقال بخشی از آب فوق توسط خط لوله تحت فشار (V)و استفاده از اختلاف ارتفاع 320 (= 1278- 1600) متری برای ایجاد فشار 20 الی 25 آتمسفری در انتهای لوله در ساحل دریاچه ارومیه برای تهیه آب شیرین (VII) با کمک فیلتر های غشایی(F) (R.O.) و تخلیه پساب حاصل (VIII) به دریاچه ارومیه. پ)- استفاده از آب در حال انتقال برای احداث تاسیسات پرورش ماهی برای تولید آبزیان خزری (X)و بازگرداندن دوباره پسآب بوجود آمده به کانال انتقال اصلی آب "خزر رود". ت)- استفاده از ظرفیت ذخیره و معطل پمپاژ سیستم پیشنهادی، در مواقع عدم نیاز به آب رسانی به دریاچه ارومیه، برای استفاده در تاسیسات تکمیلی تولید برق به کمک ژنراتور(IX) که به صورت یک نیروگاه تلمبه ذخیره ای

مرتضی خاکپور

احیاء و بازسازی دریاچه ارومیه به کمک آب امدادی و استقراضی از خزر پروژه دومنظوره: انتقال آب میان حوزه ای و ایجاد نیروگاه ذخیره برق با ابعاد 4-5 برابری نیروگاه سیاه بیشه سیمای کلی چرخه هیدرولوژیک پیشنهادی برای انتقال امدادی/ استقراضی میان حوزه ای آب از دریای خزر به دریاچه اورمیه ورود طبیعی آب به حوزه آبریر دریاچه ارومیه به صورت نزولات آسمانی(M‌‌) است، که بخشی از آن در زمین جذب شده (J) و سفره های آب زیر زمینی را تغذیه میکند و بخش دیگر آن مستقیما" به دریاچه سرازیر شده و به بدنه آبی موجود آن(H) می پیوندد. انرژی گرمایشی خورشید (K) پیوسته به حوزه دریاچه ارومیه می تابد که بخشی از آن دوباره به جو باز گشته و حدود نیمی از آن جذب آب و خاک و گیاهان منطقه می شود. بخشی از انرژی جذب شده و به شکل بخارات حاصل از تعریق و تبخیر از سطح دریاچه (F) و یا تعریق و تصعید ( (Iاز سطح اراضی 52000 کیلومتر مربعی حوزه به هوای مرطوب اقیانوس اطلس و مدیترانه ای (E) که از فضای منطقه به سمت شمال- شرقی در جریان است ملحق شده و بخش مهمی از آن منطبق بر الگوی بارشی خزر (L) در برخورد (‌P) با جبهه هوای سرد قطبی (O) و در حوزه آبریز خزر (D

مرتضی خاکپور

مناجات خواجه عبدالله انصاری الهی! تو آنی كه از احاطت اوهام بیرونی، و از ادراك عقل مصونی، نه مُدرَك عیونی، كارساز هر مفتونی، و شادساز هر محزونی، در حكم، بی‌چرا، و در ذات بی‌چند، و در صفات بی‌چونی. الهی! در جلال، رحمانی، در كمال، سبحانی، نه محتاج زمانی، و نه آرزومند مكانی، نه كسی به تو ماند، و نه به كسی مانی، پیداست كه در میان جانی، بلكه جان زنده به چیزی است كه تو آنی. الهی! یكتای بی‌همتایی، قیّوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفّایی، از شریك مبرّایی، اصل هر دوایی، داروی دلهایی، شاهنشاه فرمانفرمایی، معزّز به تاج كبریایی، مسندنشین استغنایی، به تو رسد ملك خدایی. الهی! نام تو، ما را جواز، مهر تو، ما را جهاز، شناخت تو، ما را امان، لطف تو، ما را عیان. الهی! ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مؤمنان را گواهی، چه عزیز است آن كس كه تو خواهی. یا ربّ دل پاك و جانِ‌ آگاهم ده آه شب و گریه سحرگاهم ده در راه خود اول زخودم بی‌خود كن بی‌خود چو شدم زخود به خود راهم ده الهی! از نزدیك نشانت می‌دهند و برتر از آنی، و دورت پندارند و نزدیكتر از جانی، تو آنی كه خود گفتی، و چنان كه خود گفتی، آنی، مو

مرتضی خاکپور

مناجات خواجه عبدالله انصاری الهی! جز از شناخت تو، شادی نیست، و جز از یافت تو، زندگانی نه، زنده بی‌تو، چون مرده زندانی است، و زنده به تو، زنده جاویدانی است. الهی! فضل تو را كران نیست، و شكر تو را، زبان. من بی‌تو دمی قرار نتوانم كرد احسان تو را شمار نتوانم كرد گر بر تن من زبان شود هر مویی یك شكر تو از هزار نتوانم كرد الهی! گرفتار آن دردم، كه تو داروی آنی، بنده آن ثنایم كه تو سزاوار آنی، من در تو، چه دانم؟ تو دانی. تو آنی كه مصطفی گفت، من ثنای تو را نتوانم شمرد آن گونه كه تو خود بر نفس خویش ثنا گفتی. الهی! جمال تو راست، باقی زشتند، و زاهدان مزدوران بهشتند! در دوزخ اگر وصل تو در چنگ آید از حال بهشتیان مرا ننگ آید ور بی‌تو به صحرای بهشتم خوانند صحرای بهشت بر دلم تنگ آید الهی! با تو آشنا شدم، از خلایق جدا شدم و در جهان شیدا[1] شدم، نهان بودم؛ پیدا شدم. الهی! چون آتش فراق داشتی، دوزخ پرآتش از چه افراشتی.[2] الهی! هر كه تو را شناخت، هر چه غیر تو بود بینداخت.

مرتضی خاکپور

مناجات خواجه عبدالله انصاری هر كس كه ترا شناخت جان را چه كند فرزند و عیال و خانمان را چه كند دیوانه كنی هر دو جهانش بخشی دیوانه تو هر دو جهان را چه كند الهی! از كشته تو، بوی خون نیاید، و از سوخته تو، بوی دود؛ چرا كه سوخته تو، به سوختن شاد است و كشته تو، به كشتن خشنود. الهی! دلی ده، كه در آن آتش هوی نبود، و سینه‌ای ده، كه در آن رزق[3] و ریا نبود. الهی! اگر یك بار گویی بنده من، از عرش بگذرد خنده من. الهی! بر هر كه داغ محبّتِ خود نهادی، خِرمن وجودش را به باد نیستی در دادی. الهی! من كیستم كه تو را خواهم، چون از قیمت خود آگاهم، از هر چه می‌پندارم كمترم، و از هر دمی كه می‌شمارم بدترم. الهی! فراق، كوه را هامون[4] كند، هامون را جیحون كند، جیحون را پر خون كند. دانی كه با این دل ضعیف، چون كند؟ الهی! اگر مستم و اگر دیوانه‌ام، از مقیمان این آستانه‌ام، آشنایی با خود ده كه از كائنات بیگانه‌ام. الهی! در سرْ آب دارم، در دلْ آتش، در ظاهرْ ناز دارم، در باطنْ خواهش، در دریایی نشستم كه آن را كران نیست. به جان من، دردی است كه آن را درمان نیست، دیده من بر چیزی آید كه وصف آن بر زبان نیست! پیوسته دلم دم از رضای تو زند جان

مرتضی خاکپور

گر بر سر خاك من گیاهی روید از هر برگی بوی وفای تو زند الهی! اگر خامم، پخته‌ام كن، و اگر پخته‌ام، سوخته‌ام كن. الهی! مكش این چراغ افروخته را، و مسوزان این دل سوخته را، و مَدَر این پرده دوخته را، و مران این بنده آموخته را. الهی از آن خوان كه از بهر خاصان نهادی، نصیب من بینوا كو اگر می‌فروشی، بهایش كه داده و گر بی‌بها می‌دهی بخش ما كو؟ تو لاله سرخ و لؤلؤ مكنونی من مجنونم، تو لیلیّ مجنونی تو مشتریان بابضاعت داری با مشتریان بی‌بضاعت چونی؟ ای كریمی كه بخشنده عطایی، و ای حكیمی كه پوشنده خطایی، و ای صمدی كه از ادراك ما جدایی، و ای احدی كه در ذات و صفات بی‌همتایی، و ای قادری كه خدایی را سزایی، و ای خالقی كه گمراهان را، راهنمایی. جان ما را، صفای خود ده، و دل ما را، هوای خود ده، و چشم ما را، ضیای خود ده، و ما را از فضل و كرم خود آن ده، كه آن به. این بنده چه داند كه چه می‌باید جُست داننده تویی هر آنچه دانی آن ده الهی! فرمودی كه در دنیا ـ بدان چشم كه در توانگران می‌نگرند ـ به درویشان و مسكینان نگرند.

مرتضی خاکپور

مناجات خواجه عبدالله انصاری الهی! تو كرمی و واولیتری، كه در آخرت بدان چشم كه در مطیعان نگری، در عاصیان نگری. الهی! آفریدی رایگان، و روزی دادی رایگان؛ بیامرز رایگان، كه تو خدایی نه بازرگان. من بنده عاصیم رضای تو كجاست تاریك دلم نور و ضیای تو كجاست ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشی آن بیع بود، لطف و عطای تو كجاست الهی! آنچه تو كِشتی، آب ده، و آنچه عبدالله كشت، بر آب ده. الهی! مگوی كه چه آورده‌اید كه درویشانیم، و مپرس كه چه كرده‌اید كه رسوایانیم. الهی! ترسانم از بدی خود؛ بیامرز مرا به خوبی خود. الهی! اگر عبدالله را نمی‌نگری، خود را نگر، و آبروی من پیش دشمن مبر. الهی! عَلَمی كه افراشتی، نگونسار مكن، و چون در اخر عفو خواهی كرد، در اول شرمسار مكن. الهی! همه از تو ترسند، و عبدالله از خود، زیرا كه از تو همه نیكی آید و از عبدالله بدی. الهی! گر پرسی، حجّت نداریم، و اگر بسنجی، بضاعت نداریم، و اگر بسوزی طاقت نداریم. الهی! اگر تو مرا به جرم من بگیری، من تو را به كرم تو بگیرم، و كرم تو از جرم من بیش است.

مرتضی خاکپور

مناجات خواجه عبدالله انصاری الهی! اگر دوستی نكردم، دشمنی هم نكردم، اگر بر گناه مصرّم، اما بر یگانگی تو مُقرّم. الهی! اگر توبه، بی‌گناهی است، پس تائب كیست؟ و اگر پشیمانی است، پس عاصی كیست؟ الهی! از پیش خطر و از پس راهم نیست؛ دستم گیر كه جز تو پناهم نیست. الهی! گهی به خود نگرم، گویم از من زارتر كیست؟ گهی به تو نگرم، گویم از من بزرگوارتر كیست. الهی! تو ما را جاهل خواندی، از جاهل جز خطا چه آید؟ تو ما را ضعیف خواندی، از ضعیف جز خبط چه آید؟ الهی! اگر چه بسی طاعت ندارم، اما جز تو كسی را ندارم، ای دیر خشم و زود آشتی. الهی! همچنان بید، به خود می‌لرزم، كه مباد آخر به جویی نیَرزَم. الهی! مگو چه آورده‌ای، كه رسوا شوم، و مپرس چه كرده‌ای كه روسیاه شوم. الهی! چون در تو نگرم، از جمله تاجدارانم و تاج بر سر، و چون بر خود نگرم، از جمله خاكسارانم و خاك بر سر. الهی! چون یتیم بی‌پدر گریانم، درمانده در دست خصمانم، خسته گناهم و از خویش برتاوانم، خراب عمر و مفلس روزگار، من آنم. الهی! از دو دعوی به زینهارم، و از هر دو، به فضل تو فریاد خواهم: از آن كه پندارم به خود چیزی دارم، یا پندارم كه بر تو حقّی دارم. الهی! اگر تو فضل ك

مرتضی خاکپور

مناجات خواجه عبدالله انصاری الهی! ما در دنیا معصیت می‌كردیم، دوست تو محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ غمگین می‌شد، و دشمن تو ابلیس شاد. الهی! اگر فردای قیامت عقوبت كنی، باز دوست تو محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ غمگین شود، و دشمن تو ابلیس شاد، دو شادی به دشمن مده، و دو اندوه بهر دل دوست مَنِه. الهی! مركب وا ایستاد، و قدم بفرسود، همراهان برفتند و این بیچاره را جز حیرت نیفزود. الهی! همه از «حیرت» به فریادند، و من از حیرت شادم! به یك «لبّیك» درب همه ناكامی بر خود بگشادم، دریغا روزگاری كه نمی‌دانستم تا لطف تو را دریازم. خداوندا! در آتش «حیرت» آویختم چون پروانه در چراغ، نه جان رنج طپش دیده، نه دل الم داغ. الهی! می‌بینی و می‌دانی، و برآوردن، می‌توانی. الهی! چون حاضری چه جویم، و چون ناظری چه گویم؟ الهی! هر روز كه برمی‌آید، ناكس‌ترم، و چنان كه پیش می‌روم، واپس‌ترم! الهی! تو بساز كه دیگران ندانند، و تو نواز كه دیگران نتوانند. الهی! چون توانستم، ندانستم، و چون كه دانستم، نتوانستم.

مرتضي خاکپور

... شهید عزیز جانباز عزیز رزمنده عزیز آزاده عزیز شیمه عید شیمی ره مبارک ببه . سال نو مبارک ببه . ایشالله که خوش و خرم و سلامت ببید . شهیدانا زیاد یاد باورید و قدر أ ثروت و أ امنیتا بدانید . نوروز بومو ؛ نوروز بومو فصل گل و سونبول بومو ویریزید شادی بوکونید ویریزید شهدای هم یادا بوکونید یاد بو کونید رزمندانا دیداری بوکونید جانبازانا قدر أ ایاما بدانید قدر أ نوروزا بدانید شهدا قبرا زیارت بوکونید قرآنا زیاد تلاوت بوکونید نوروزتان پیروز